پارت دیدار دوباره
پارت 4 دیدار دوباره
! : قبل از اینکه رن بره خونه یه لحظه سر جاش وایمیسه بعد برمیگرده نگاه هینا میکنه که داره برمیگرده.. بدو میدوعه و هینا رو از پشت بغل میکنه.... هینا سرباز قلبش میره بالا سرخو سفید میشه 😅اخه رن وقتی بغلش کرد به خاطر قد کوتاهش نک پاس به زمین میرسید و رن پوز خند زد بعد ولش کرد ...
رن : کوتوله 😜🤪
_ دویدن رن
هینا : پسره ی روانی خودت کوتوله عی 😤😳
! : فردا که هینا به بد بختی میره مدرسه هنوزم نتونسته بود بغل رن رو فراموش کنه. همین که وارد مدرسه میشه و میخواد در کلاسو باز کنه رن میاد چلوش و بهش برخورد میکنه دوسته رن یه نگاهی میکنه و خندش میگیره..
رن : رو اب بخندی 😜
هینا : با منی؟ 😤
رن : نه مگه تو خندیدی
هینا : 🤬
دوست هینا : هی هینا تو چرا سرخو سفید شدی تو که از رن بدت میومد؟ نکنه هه هه؟!!!!!
هینا : نه عامو منو اون؟ عمرا * یعنی به دلیل همین بود که من قلبم تند میزد ولی وقتی بغلم کردم...... حس خوبی بود 😇😖*
_وقت ناهار
دوست رن : بریم پیش هینا؟
رن : برای چی
دوست رن : اخه چند روزی هست از هینا خوشم میاد
رن : نه مگه به همین راحتیاست پارت میکنه
دوست رن : اها اره راس میگی
دوست هینا : ام میگم اون پسره هست کنار رن احساس میکنم بهت علاقه داره
هینا : اره منم فهمیدم خیلی بدم نیست ( پیچوندن)
هعی یکم دیگه صبر کنین 😜😜😜😜تا پارت 5
! : قبل از اینکه رن بره خونه یه لحظه سر جاش وایمیسه بعد برمیگرده نگاه هینا میکنه که داره برمیگرده.. بدو میدوعه و هینا رو از پشت بغل میکنه.... هینا سرباز قلبش میره بالا سرخو سفید میشه 😅اخه رن وقتی بغلش کرد به خاطر قد کوتاهش نک پاس به زمین میرسید و رن پوز خند زد بعد ولش کرد ...
رن : کوتوله 😜🤪
_ دویدن رن
هینا : پسره ی روانی خودت کوتوله عی 😤😳
! : فردا که هینا به بد بختی میره مدرسه هنوزم نتونسته بود بغل رن رو فراموش کنه. همین که وارد مدرسه میشه و میخواد در کلاسو باز کنه رن میاد چلوش و بهش برخورد میکنه دوسته رن یه نگاهی میکنه و خندش میگیره..
رن : رو اب بخندی 😜
هینا : با منی؟ 😤
رن : نه مگه تو خندیدی
هینا : 🤬
دوست هینا : هی هینا تو چرا سرخو سفید شدی تو که از رن بدت میومد؟ نکنه هه هه؟!!!!!
هینا : نه عامو منو اون؟ عمرا * یعنی به دلیل همین بود که من قلبم تند میزد ولی وقتی بغلم کردم...... حس خوبی بود 😇😖*
_وقت ناهار
دوست رن : بریم پیش هینا؟
رن : برای چی
دوست رن : اخه چند روزی هست از هینا خوشم میاد
رن : نه مگه به همین راحتیاست پارت میکنه
دوست رن : اها اره راس میگی
دوست هینا : ام میگم اون پسره هست کنار رن احساس میکنم بهت علاقه داره
هینا : اره منم فهمیدم خیلی بدم نیست ( پیچوندن)
هعی یکم دیگه صبر کنین 😜😜😜😜تا پارت 5
- ۳.۲k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط