پارت

پارت ۲۸

تهیونگ:ولی نمیتونم همچین اجازه ای بدم
$:چرا اون وقت؟
تهیونگ:چون خانواده هستن یهو شاید بترسن و فکر کنن اتفاقی افتاده در حالی که من کاری نکردم
$:به هر حال باید خونه چک بشه
تهیونگ:گفتم که همچین اجازه ای نمیدم
$:ما هم از شما اجازه نخواستیم😏
تهیونگ:تا حالا ندیدم ی مامور قانون اینجوری حرف بزنه.....برو تو خونم اگر تونستی چیزی پیدا کنی که هیچ اگر نه برات ی سورپرایز دارم
$:باشه

(ویو ا/ت)
پام خیلی درد میکرد رفتم که باندی چیزی بردارم گشنمم بود بازم با اینکه چند دقیقه پیش خوردم ولی هنوزم گشنم بود رفتم پایین اول از یخچال ی چیزی بردارم که صدایی شنیدم چون تاریک بود نتونستم چیزه زیادی ببینم اما دیدم دو نفر اومدن تو خونه ی شیشه برداشتم زدم تو سر یکیشون که اون یکی گف
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۱)

وای ما ی بیبی گوریل داشتیم فکر کنید معلم بهش گف بیا پای تخته...

رمان:استاد جذاب منپارت:ششم(ساعت 14)مدرسه تموم شد داشتم میرفت...

رمان:استاد جذاب منپارت:پنجمهمین جوری حرف میزدیم که ا/ت اومد ...

+چرا داری از خنده میمیری؟اون فقط ی ویدیوعهاون ویدیو:

پارت ۹ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط