loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part20
_امممم خیلی خوشمزست!
با تمام قدرتم هلش دادم و رفتم قفل در رو باز کردم و فرار کردم
رفتم پشت جیهوپ قایم شدم که گفت
_هی چیشده داری چیکار میکنی؟؟
گفتم
+جیهوپ توروخدا منو نجات بده جئون میخواد به من ت/جاوز کنه!
باشه ای گفت و منو بهاتاق خودش برد و در رو قفل کرد
_باهات کاری ندارم فقط میخوام بهم نظر بدی که چی بپوشم همین
اوکیای گفتم و رفت تو دستشویی لباس هاشو عوض کرد
بعد از دو دقیقه اومد و گفت
_چطور شده؟اینو بپوشم؟؟
پام رو انداختم روی پام و دست به سینه نشستم
+بد نشده برو بعدی
چشمی گفت و رفت یه کت شلوار سیاه پوشید
_چطوره؟؟
گفتم
+عالی شدی فقط موهات رو درست کن
چشم هاشو خر شرکی کرد و گفت
_چاگیا میشه موهام رو تو درست کنییی؟؟
این چقد کیوتهههه گفتم
+باشه خودم درستش میکنم کرواتت هم من درست میکنم فقط الان برو بقیه کاراتو انجام بده
چشمی گفت و اومد بغلم کرد
_مرسی که کمکم کردی چاگیا!
گفتم
+خواهش میکنم من که کاری نکردم عزیزم
یکی محکم در رو کوبید که جیهوپ گفت
_برو زیر تخت قایم شو همین الان
چشمی گفتم و رفتم زیر تخت قایم شدم که جئون اومد داخل
_جانگ کیم کجاست؟؟
جیهوپ خودشو زد به اون راه و گفت
_مگه پیش تو نبود؟
جئون گفت
_نه از دستم فرار کرد
جیهوپ دوباره گفت
_راستی چرا اون رو اونطوری کول کردی و بردی اتاق؟میخواستی چیکار کنی؟؟
جئون گفت
_فقط خواستم تنبیهاش کنم
جیهوپ گفت
_به خاطر کدوم کارش؟؟
جئون گفت
_نمیخوام با آیان زیاد صمیمی بشه
جیهوپ کت و کرواتش رو در آورد،جليقهاش رو هم در آورد و گفت
_چرا مگه چشه؟؟
جئون گفت
_هیچی ولش راستی تو چرا از الان آماده شدی؟؟
جیهوپ گفت
_هیچی خواستم ببینم این بهم بیشتر میاد یا یه کت شلوار دیگه بپوشم
جئون باشه ای گفت و از اتاق خارج شد
منم از زیر تخت اومدم بیرون و پریدم بغل جیهوپ
_مرسی که نزاشتی بفهمه من اینجام واقعا مرسی هوپی جونممم
لپش رو بوسیدم و ازش جدا شدم
_خواهش میکنم عزیزم
از اتاق خارج شدم و به سمت اتاق خودم رفتم
داشتم تو اکسپلور میچرخیدم که آیان اومد تو اتاق
_سلام چاگیا
+باهات قهرم گمشو بیرون
_وا چرا؟
+اون لحظه که جئون منو برد اتاق تو کجا بودی؟میدونی الان از دست فرار نکرده بودم چی میشد؟؟
_ببخشید کیم واقعا ببخشید که من نتونستم کاری کنم
از جام پاشدم و پیشش رفتم و بغلش کردم
+باشه مشکلی نیس حالا خودتو ناراحت نکن
_بخشیدی؟؟
+اوهوم
منو بلند کرد و رو هوا چرخوند
_مرسییییییییییییی
+باشه باشه روانی منو بزار زمینننننننننن
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part20
_امممم خیلی خوشمزست!
با تمام قدرتم هلش دادم و رفتم قفل در رو باز کردم و فرار کردم
رفتم پشت جیهوپ قایم شدم که گفت
_هی چیشده داری چیکار میکنی؟؟
گفتم
+جیهوپ توروخدا منو نجات بده جئون میخواد به من ت/جاوز کنه!
باشه ای گفت و منو بهاتاق خودش برد و در رو قفل کرد
_باهات کاری ندارم فقط میخوام بهم نظر بدی که چی بپوشم همین
اوکیای گفتم و رفت تو دستشویی لباس هاشو عوض کرد
بعد از دو دقیقه اومد و گفت
_چطور شده؟اینو بپوشم؟؟
پام رو انداختم روی پام و دست به سینه نشستم
+بد نشده برو بعدی
چشمی گفت و رفت یه کت شلوار سیاه پوشید
_چطوره؟؟
گفتم
+عالی شدی فقط موهات رو درست کن
چشم هاشو خر شرکی کرد و گفت
_چاگیا میشه موهام رو تو درست کنییی؟؟
این چقد کیوتهههه گفتم
+باشه خودم درستش میکنم کرواتت هم من درست میکنم فقط الان برو بقیه کاراتو انجام بده
چشمی گفت و اومد بغلم کرد
_مرسی که کمکم کردی چاگیا!
گفتم
+خواهش میکنم من که کاری نکردم عزیزم
یکی محکم در رو کوبید که جیهوپ گفت
_برو زیر تخت قایم شو همین الان
چشمی گفتم و رفتم زیر تخت قایم شدم که جئون اومد داخل
_جانگ کیم کجاست؟؟
جیهوپ خودشو زد به اون راه و گفت
_مگه پیش تو نبود؟
جئون گفت
_نه از دستم فرار کرد
جیهوپ دوباره گفت
_راستی چرا اون رو اونطوری کول کردی و بردی اتاق؟میخواستی چیکار کنی؟؟
جئون گفت
_فقط خواستم تنبیهاش کنم
جیهوپ گفت
_به خاطر کدوم کارش؟؟
جئون گفت
_نمیخوام با آیان زیاد صمیمی بشه
جیهوپ کت و کرواتش رو در آورد،جليقهاش رو هم در آورد و گفت
_چرا مگه چشه؟؟
جئون گفت
_هیچی ولش راستی تو چرا از الان آماده شدی؟؟
جیهوپ گفت
_هیچی خواستم ببینم این بهم بیشتر میاد یا یه کت شلوار دیگه بپوشم
جئون باشه ای گفت و از اتاق خارج شد
منم از زیر تخت اومدم بیرون و پریدم بغل جیهوپ
_مرسی که نزاشتی بفهمه من اینجام واقعا مرسی هوپی جونممم
لپش رو بوسیدم و ازش جدا شدم
_خواهش میکنم عزیزم
از اتاق خارج شدم و به سمت اتاق خودم رفتم
داشتم تو اکسپلور میچرخیدم که آیان اومد تو اتاق
_سلام چاگیا
+باهات قهرم گمشو بیرون
_وا چرا؟
+اون لحظه که جئون منو برد اتاق تو کجا بودی؟میدونی الان از دست فرار نکرده بودم چی میشد؟؟
_ببخشید کیم واقعا ببخشید که من نتونستم کاری کنم
از جام پاشدم و پیشش رفتم و بغلش کردم
+باشه مشکلی نیس حالا خودتو ناراحت نکن
_بخشیدی؟؟
+اوهوم
منو بلند کرد و رو هوا چرخوند
_مرسییییییییییییی
+باشه باشه روانی منو بزار زمینننننننننن
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۵.۷k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط