در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

#فاضل_نظری
#شعر
#غزل
#گل_رز
#پولیانتا
دیدگاه ها (۰)

برگ زردی از درخت افتاد و گل خندید و رفتناگهان دستی بیامد شاخ...

بوی گل یاد تورا در قفس سینه گذاشتحسرت چشم تورا اه به ایینه گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط