بہ تـو ڪہ فڪر می‌ڪنم

بہ تـو ڪہ فڪر می‌ڪنم
حالم خودبخود ڪوڪِ ڪوڪ می‌شود
مثل زنڪَ ساعتی ڪہ
هر صبـح براے دوست داشتن تـو
مـرا از خواب بیـدار می‌ڪند....
دیدگاه ها (۵)

باید همین امروز!!جمعه را بردارمبا خودم ببرمکنار همان روزی بگ...

من ازدوستت دارم هایدهه هفتاد می آیموهنوز لای دفترخاطراتمگل خ...

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ، مرا در خود کشیدی...

«عشـــق» لبخند استخوشا عـاشــقکه در زندان این لبخنددر بنـد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط