اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه ام
وارداتش خاطراتی تلخ از پیشینه ام

من که در اجلاس غم عضوی دمادم ثابتم
درد شد حق اضافه کاری آدینه ام

حکم تحریم خوشیها ورشکستم کرده است
همچو مرغی درقفس بی آب ودان و چینه ام
کوچه باغ و دخترخان وسپس درد فراق
حاصلش موی سپیدی گشته درآیینه ام

منکه رو اندازی ازجنس غزل دارم کنون
از ورایش بیند او هم سینه بی کینه ام

برترین کاخ همایش حومه چشمان توست
ای ابر قدرت بیا این جان و این گنجینه ام
دیدگاه ها (۴)

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

عشق وشهوت زاده یک مادرندهردوعصیان پیشه ورسواگرنددل سرای عشق ...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای ِ دل ! چون کـودکی بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط