پارت ۵
پارت ۵
(روز ازدواج)
ویو جیمین
باورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اونم با کسی که حتی نمیشناسمش فقط اسمش رو بلدم
یعنی چجور آدمیه از رفتار اون روز اش معلومه یه عوضیه خدایا مگه من چه گناهی کردم این بلا ها سر من میاد
ویو شوگا
حیح ریدم به این زندگی حالا هم دارم ازدواج میکنم با کی با این نینی حیح خدا این چه وضع شه چرا این یارو پدر من شده امیدوارم پسر حرف گوش کنی باشه اصلا به عنوان
زیر خواب ازش استفاده میکنم آره همینه
پدر جیمین و پدر شوگا از قبل همه چیز رو آماده کردن خونه ، لباس ، تالار همچی اوکی بود تا از دست بچه هامون راحت شن و بزور بفرستنشون زیر خونه ی بخت.
بعد مراسم ازدواج(دیگه وارد حزئیات نمیشیم خودتون تصور کنید مراسم ازدواج رو ممنان)
ویو شوگا
عاح چقدر این مراسم کوفتی خسته کننده بود بهتره یکم استراحت کنم....یعنی واقعا مجبورم با این رو یه تخت باشم چرا اینجا فقط یکدونه اتاق داره مثلا خودش تو عمارت زندگی میکنه که حداقل ۱۳ تا اتاق داره بعد برا من.....حیح ولش بخوابیم
ویو جیمین
چه عجب این مراسم کوفتی تموم شد خیلی هستم کرد چقدر حوصله سر بر بود
الان نیاز به استراحت دارم باید بخوام آره اون عوضی هم معلوم نیست کجاست به خشکی شانس این خونه فقط یه اتاق داره الان من با این خیار شور گندیده یه جا بخوابم....حیح انگار چاره ای نیس لباسام رو عوض میکنم صورت ام رو میشورم و میخوابم بلههههه
ویو شوگا
خب رفتم لباسام رو عوض کردم صورت جذاب ام رو شستم بزن بریم بخوابیم
داشتم میرفتم بخوابم که یهو دیدم اون پسره اسمش چی بود....آها جیمین لختهههه چه بدنییی داره عرر حال میده واسه کردن
خیلی خوبه اصلا خوابم پرید
جیمین ویو
رفتم تو اتاق معلوم نبود این پسره کجاست تا نیست سریع لباس عوض میکنم کت شلوارم رو در آوردم فقط باکسر تنم بود
میخواستم لباس خواب بردارم که یهو این پسره ی سر شو عین گاو انداخت اومد تو
جیمین:ایییییییی بروو بیروننن برووو ووییی
شوگا:لامصب چه بدنی داری....چی میگی تو دیگه همسر منی می خوام بکنمت
جیمین:تو غلط میکنیییی گمشو من با تو نسبطی ندارممم
شوگا:عهه
جیمین:آرههه
شوگا:نشونت میدم پسره ی خنگول حالا میبینی تا صبح باید زیرم ناله کنی
جیمین:نوچ نوچ نه نه عهههه برو اونور نزدیک نیا وگرنه...
شوگا:هع وگرنه چی؟
جیمین:وگرنه...رگرنه....امم آها وگرنه زنگ میزنم پلیس به جرم تجاوز ببرنت
شوگا:😂😂😂واقعاا جدی میفرماین من شوهر تو عم مااااا 😂😂😂
جیمین:ایش برو گمشو می خوام بخوابم بزار لباسم رو بپوشم
شوگا: و اگه نرم
جیمین:وگرنه...
شوگا: زنگ میزنی به پلیس؟😂😂آره
جیمین:چی نه دیگه کار نمیکنه
شوگا: پس سر عقل اوم
(روز ازدواج)
ویو جیمین
باورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اونم با کسی که حتی نمیشناسمش فقط اسمش رو بلدم
یعنی چجور آدمیه از رفتار اون روز اش معلومه یه عوضیه خدایا مگه من چه گناهی کردم این بلا ها سر من میاد
ویو شوگا
حیح ریدم به این زندگی حالا هم دارم ازدواج میکنم با کی با این نینی حیح خدا این چه وضع شه چرا این یارو پدر من شده امیدوارم پسر حرف گوش کنی باشه اصلا به عنوان
زیر خواب ازش استفاده میکنم آره همینه
پدر جیمین و پدر شوگا از قبل همه چیز رو آماده کردن خونه ، لباس ، تالار همچی اوکی بود تا از دست بچه هامون راحت شن و بزور بفرستنشون زیر خونه ی بخت.
بعد مراسم ازدواج(دیگه وارد حزئیات نمیشیم خودتون تصور کنید مراسم ازدواج رو ممنان)
ویو شوگا
عاح چقدر این مراسم کوفتی خسته کننده بود بهتره یکم استراحت کنم....یعنی واقعا مجبورم با این رو یه تخت باشم چرا اینجا فقط یکدونه اتاق داره مثلا خودش تو عمارت زندگی میکنه که حداقل ۱۳ تا اتاق داره بعد برا من.....حیح ولش بخوابیم
ویو جیمین
چه عجب این مراسم کوفتی تموم شد خیلی هستم کرد چقدر حوصله سر بر بود
الان نیاز به استراحت دارم باید بخوام آره اون عوضی هم معلوم نیست کجاست به خشکی شانس این خونه فقط یه اتاق داره الان من با این خیار شور گندیده یه جا بخوابم....حیح انگار چاره ای نیس لباسام رو عوض میکنم صورت ام رو میشورم و میخوابم بلههههه
ویو شوگا
خب رفتم لباسام رو عوض کردم صورت جذاب ام رو شستم بزن بریم بخوابیم
داشتم میرفتم بخوابم که یهو دیدم اون پسره اسمش چی بود....آها جیمین لختهههه چه بدنییی داره عرر حال میده واسه کردن
خیلی خوبه اصلا خوابم پرید
جیمین ویو
رفتم تو اتاق معلوم نبود این پسره کجاست تا نیست سریع لباس عوض میکنم کت شلوارم رو در آوردم فقط باکسر تنم بود
میخواستم لباس خواب بردارم که یهو این پسره ی سر شو عین گاو انداخت اومد تو
جیمین:ایییییییی بروو بیروننن برووو ووییی
شوگا:لامصب چه بدنی داری....چی میگی تو دیگه همسر منی می خوام بکنمت
جیمین:تو غلط میکنیییی گمشو من با تو نسبطی ندارممم
شوگا:عهه
جیمین:آرههه
شوگا:نشونت میدم پسره ی خنگول حالا میبینی تا صبح باید زیرم ناله کنی
جیمین:نوچ نوچ نه نه عهههه برو اونور نزدیک نیا وگرنه...
شوگا:هع وگرنه چی؟
جیمین:وگرنه...رگرنه....امم آها وگرنه زنگ میزنم پلیس به جرم تجاوز ببرنت
شوگا:😂😂😂واقعاا جدی میفرماین من شوهر تو عم مااااا 😂😂😂
جیمین:ایش برو گمشو می خوام بخوابم بزار لباسم رو بپوشم
شوگا: و اگه نرم
جیمین:وگرنه...
شوگا: زنگ میزنی به پلیس؟😂😂آره
جیمین:چی نه دیگه کار نمیکنه
شوگا: پس سر عقل اوم
- ۱۰۳
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط