چنان مشتاقم؛ای دلبر به دیدارت

چنان مشتاقم؛ای دلبر به دیدارت
که از دوری؛برآید از دلم آهی؛بسوزد هفت دریا را.
"سعدی"
دیدگاه ها (۱)

اما خاک راگنجایش این همه حسرت نیست...دلم راآتش بزنید بعدِ مر...

سالیانیست که من سنگ صبور خودمماین چه خوب است که من پشت و پنا...

همیــــشه بـــــهانه ی رفـــــتن دارد …کســـی که با دلــــش ...

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل ...

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن د...

ای عاقل اگر پای به سنگیت برآیدفرهاد بدانی که چرا سنگ بریدست‌...

همه باید بریم چند واحد دلجویى كردنپیش حضرت "سعدى" پاس كنیم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط