عذاب

عذاب




پارت۱۴




ویو کوک:

با کلی لجبازی وارد شدم و کفتم ات رو صدا بزنن

ویو ات:

با صدای در بیدار شدم خدمتکار بود گفت میتونم بیام تو منم اجازه دادم گفت که کوک پایین منتظرته میگه میخوام ببینمش منم با کمال خستگی رفتم سرویس کارای لازمو انجام دادم بعدم اومدم بیرون و موهامو بستم یه کراپ سفید با یه شلوار بگ سفید پوشیدم که قسمت ناف شکمم مشخص بود موهامو همینجوری شونه کردم و پایینشو یکم حالت دادم و یکم تینت زدم و کفشم یه اسپرت سفید و استایلم تکمیل شد و رفتم پایین دیدمش روی مبل نشسته بود


ویو کوک:

وقتی اومد پایین نمیتونستم چشمامو ازش بردارم خیلی خوشگل بود یکم تینت زده بود یه کراپ سفید با شلوار بگ سفید و کفش اسپرت سفید داشتم دیوونه میشدم اتفاقا منم یه پیرهن سفید دکمه دار و یه شلوار سفید ساده پوشیدم و کفشم که قطعا سفید خیلی عجیب بود هردومون سفید بودیم سر تا پا
+:چی میخوای چرا اینجایی(بغضضضضض)
-:اینجام که بهت ثابت کنم که من چنین پیامی رو نفرستادم
+:هه چطور میخوای ثابت کنی؟(بغض سگییییی)
-:خدمتکار این هارد رو به تلویزیون وصل کن
خدمتکار:چشم
+:این چیه الان(چن قطره اشک اومد پایین)
-: کل دوربینای شرکت و عمارت و جاهایی که رفت و آمد داشتم گذاشتم توی این هارد بیا همشو ببین که بهت ثابت بشه
+:نشستم و کلشو دیدم هیچ اثری از خیانت نبود خیلی عصبی شدم
+:خونه ی اون جن.ده ها کجاست؟(دادوعصبی)
-:یجورایی یکم ترسیدم ولی به روم نیاوردم چون مافیا بودم برام عجیب بودم گفتم:لوکیشنو برات میفرستم
+:اوکی(عصبی)
&:ات بیخیال شو دیشب یکیشونو کشتی
-:چی؟
+:من میرم بهش بگو(عصبی)
&:(کل داستان دیشبو گفت)
-:واقعا؟ات؟
&:اهوم
ویو ات:

انقدر عصبی بودم خون به مغزم نمیرسید رفتم سمت بادیگارد
+:ماشینمو برام آماده کن(عصبی)
بادیگارد:ببخشید جسارتا کدومشون خانوم
+:اونی که باهاش میرم ادم میکشم


(نکته:ات هم مافیا بود ولی فقط جانگ شین و جنا و یسری از مافیا های دیگه و بادیگاردا و خدمتکارا میدونستن)


بادیگارد:چشم خانوم

ویو ات:

با سرعت رفتم سمت انبار اس.لحه ها یکی از بادیگاردای اونجا گفت کلید دست جانگ شینه و همون لحظه جانگ شین رفت جلو در عمارت رفتم سمتش و کلید رو ازش خواستم
٫:میخوای کیو بکشی ات
+:کاریت نباشه
٫:تا نگی نمیدم
+:بده برو تو به جنا بگو برات میگه‌
٫:اوک(کلیدو بهش داد)
رفتم و یه تفنگ با چاقو برداشتم کلیدو دادم بادیگارد و راه افتادم سمت ماشین به سرعت گوشیمو برداشتم و لوکیشنو باز کردم و نگا کردم دیدم که کوک لوکیشنو فرستاده بازش کردم و راه افتادم...

ادامه دارد...


بچه ها نمیتونم دیگه دو پارت دیگه هم بزارم ببخشید فردا و پس فردا هم دو پارت داریم تعطیله بایییی👋🏻✨
دیدگاه ها (۰)

سلاممممم خواستم بگم من دیگه فعالیت نمیکنم دوستون دارم بایییی...

عذابپارت ۱۵ویو ات:سریع راه افتادم سمت لوکیشنی که کوک فرستاده...

سلامممم خب بچه ها برای اسمم فقط ایشون نظر گذاشته بودن اونم د...

سلاممممممیه اسم برام انتخاب کنید خسته شدم✨👍🏻💖اسم هرکیو دوس د...

ظ۴ پارتی از کوک ویو کوک ات خیلی مست بود بردمش داخل اتاق خودش...

ویو آتدستشو از رو دهنم کشیدم کنار+باشه حالا...چرا انقدر ازش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط