#سناریو
#سناریو
وقتی توی آبمیوه ما قرص تحریک کننده میریزن
ات: نامی
نامجون 🐨: جونم
ات: میشه ازون کارت بکنیم
نامجون: چی ؟ هورنی شدی؟
ات : آره عشقمممم( پریدی بغلش و بوسیدش)
جین 🐹: (آروم خندید و تو هم اونو کشیدی توی اتاق خواب)
شوگا 🐱: (لبخند زد و شروع کرد به بوسیدنت)
جیهوپ 🐿: ( سی.نه هاتو ماساژ میداد و گردنتو میک میزد)
جیمین 🐣: ( موچی توی دهنت کردن و لباتو خورد)
ات: ددی... من
جونگکوک 🐰: برو تو اتاق بیبی
و تا صبح نماز خوندن
تهیونگ 🐻: اومد زد پشت باسنت و دید که همون موقع خیس شدی و داری تبدیل به آبشار نیاگارا میشی و رفتی خودتو مالوندی به دی.کش
درخواستی دارید بگید
وقتی توی آبمیوه ما قرص تحریک کننده میریزن
ات: نامی
نامجون 🐨: جونم
ات: میشه ازون کارت بکنیم
نامجون: چی ؟ هورنی شدی؟
ات : آره عشقمممم( پریدی بغلش و بوسیدش)
جین 🐹: (آروم خندید و تو هم اونو کشیدی توی اتاق خواب)
شوگا 🐱: (لبخند زد و شروع کرد به بوسیدنت)
جیهوپ 🐿: ( سی.نه هاتو ماساژ میداد و گردنتو میک میزد)
جیمین 🐣: ( موچی توی دهنت کردن و لباتو خورد)
ات: ددی... من
جونگکوک 🐰: برو تو اتاق بیبی
و تا صبح نماز خوندن
تهیونگ 🐻: اومد زد پشت باسنت و دید که همون موقع خیس شدی و داری تبدیل به آبشار نیاگارا میشی و رفتی خودتو مالوندی به دی.کش
درخواستی دارید بگید
- ۴۸
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط