فــﺎﻃﻤـــﻪ جــــان...!

فــﺎﻃﻤـــﻪ جــــان...!

سنگها بر ســـوگ تو ندبه می‏خوانند ، در غــروبــی که شاخه‏ات را شکسته بودند

امشــب ، جای پای دوســت در خانه خالی است و ترنم مهــــربانی ، بی‏حدیث حضور او خــامـــوش است....

علـــــی ، شبانه یــــاس می‏کارد!
شبانه ، داغ دلــش را به خاک می‏گوید اگرچه فردا صبح ، از سمت خانه همسایه بوی نان آید

دوباره بغض حســن با حسیــن می‏گیرد
و جای خالیِ مــــادر به خانه می‏پیچد

کجاست فــاطـــمه امشب؟؟؟

کجاست بانـــوی نـــور؟؟؟
دیدگاه ها (۹۵)

امـروز آرزو دارمفاصـله نباشد میان تـو و تمـﺎﻡ احساسهــای خــ...

***

هر لحــظه را زندگـــی کنعـــﺎﺷﻖ هـر روز باشزیــرا قبل از این...

***

حکمت و حکایت در افق عشق همسرانه

حکمت و حکایت در افق عشق همسرانه

بررسی شعر «شَهنواز» از {تس}---------شهنواز؛روایت جامعه‌ای که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط