.

.

برف باریده بر این جاده و جایت خالیست
دست در دست من اما رد پایت خالیست

روی این جاده ی یخ بسته ی بی مقصد آه
چقدر جاذبه ی گرم صدایت خالیست

امتدادیست پر از برف و پر از دلتنگی
جای نجوای تو و زمزمه هایت خالیست

آسمان صاف و زمین سرد و درختان سرسبز
جاده از بوی دل انگیز هوایت خالیست

گرچه با موجی از احساس قشنگم اما
سطر سطر دلم از حرف و هجایت خالیست

ای پریشانِ پشیمان شده از خویش هنوز
کلبه ی شعر و غزل نیز برایت خالیست
دیدگاه ها (۱۱)

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

دِلْ به دِلَْبر دادم و ،دلدار ،دلْ را ، دلْ ندیددلْ به دلبر ...

مــرا بغــل بگیر و باز ، بنام خــود خطـاب کـنتمـام هستی مــر...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط