میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر

می‌برد سودای چشم مستش از راهم دگر
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر؟
هرشبی گویم که فردا ترک این سودا کنم
تازه می‌گردد هوای هر سحرگاهم دگر...
سلمان ساوجی
دیدگاه ها (۰)

هر که عاشق نیست او را روز نیستهر که را عشق است و سودا روز شد...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹¹( ویو کاترینا )یعنی پدر بزرگ چیکارم داره حتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط