از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،
بی تو بابا کنج پستوهای غم یخ بسته ام،،،

بی تو بی تابی دراین برزخ به جانم خمیه زد،،،
من هنوز این بغض راازرفتنت نشکسته ام،،،

با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم،،،
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،،

از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است،،،
یاد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است،،،

کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود،،،
کاش در تقدیر ما دوری ودلتنگی نبود،،،
دیدگاه ها (۱)

من تو را، من دوستت دارم، بفهم!پس مشو اربابِ آزارم، بفهم!من ت...

دستم به دامانت گلم ،از خود مرا سردم نکنآن دم که از من دلخوری...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط