بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست

بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست
سر درون سینه و تنهای تنها مست مست

با سری از باده‌ی آتش به پا کن، گرم گرم
با دلی دیوانه و رسوای رسوا،مست مست

در میان کوچه‌ها،افتان و خیزان چون نسیم
جامه وارون کرده و شیدای شیدا، مست مست

از پس یک روز با این خلق ابکم،گنگ گنگ
قفل لب بگشوده و گویای گویا، مست مست

همچو طوطی در پس آیینه دل، قصه‌گو
چون کلیم از اشتیاق طور سینا، مست مست

باهمین شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست





معینی کرمانشاهی
دیدگاه ها (۵)

.عاشق که می‌شویقشنگ می‌شوی !قشنگ ، مثل روزهایِ آفتابیروزهایی...

هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟یــار خــودت را ا...

'دلبرا ! یارا! نگارا! نازنین! یا هر چه هست !تا که از چشمت فت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط