پارت

پارت۲
ویو ات
که دیدم رفت توی یه عمارت واووو اصلاً شبیه یه عمارت نبود همش سیاه و بزرگ بود و گلایه زر قرمز تمام عمارتو به شکله قشنگی گرفته بود ، رفتم تو که یکی محکم بهم سیلی زد من زیاد کتک خوردم ولی تا حالا یه همچین سیلی نخورده بودم شکه بودم

جیمین: هی.... جونگکوک داری چیکار میکنی ؟ ببینم تو اینجا چیکار میکنی؟؟
جونگکوک: ا..اون یه انسانه
جیمین: آره...خب ات جواب بده
ات: امم..من کنجکاو شدم بیام دنبالتون
جیمین: و..میدونی دیگه راه فراری نداری ( پوزخند)
ات: چییی ؟؟
جونگکوک: هنوز مونده عادت کنی...اینجا هر انسانی پاشو بزاره توی این عمارت دیگه نمیتونه بیرون بیاد مگر اینکه اون شخص اجازه بده
ات: و.. ولی من نمیخوام اینجا باشم...گناه دارم اجازه بده برم ( آخرش رو با مظلومیت و کیوتی میگه)
جیمین و جونگکوک:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🗿
ات: چرا میخندین ؟😑
جیمین: تا حالا یه انسان که....انقدر کیوت باشه رو ندیدم 🤣🤣
جونگکوک: منم 🤣
جونگکوک: راستی....ببخشید بهت سیلی زدم فکر کردم جاسوسی
ات: اشکالی نداره.... وقت نشود خودمو معرفی کنم کیم اتم و تو ؟
جونگکوک: جئون جونگکوکم خوشبختم

ویو ات
داشتم باهاش حرف میزدم که یهو.....

خماری 😁
شرط پارت بعد
۱۱ لایک
۵ کامنت
۳ بازنشر
صبر []💖
بای بای
دیدگاه ها (۰)

پروفایل تغییر کرد 😁

پارت ۱ویو اتامروز قرار بود برای یه آزمایش به جنگل برم هوففف ...

پارت ۳ویو جونگکوکدیدم ات نیس همه جارو گشتم ولی پیداش نکردمجو...

دوپارتی # تهکوکپارت آخرویو اتکه هیچی نفهمیدم و سیاهی..... چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط