امشب ز فراق دوست خوابم نبرد

امشب ز فراق دوست خوابم نبرد
هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد
از بس که دو دیده آب حسرت بارد
بیدار نشسته‌ام که آبم نبرد
-ملک‌الشعرای بهار

#شعر 💌
دیدگاه ها (۱)

کم نامه ی خاموش برایم بفرستاز حرف پرم گوش برایم بفرستدارم خف...

دلتنگم و دیدار تو درمان من استبی رنگ رخت زمانه زندان من استب...

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم ...

به خویش آمدم آن لحظه ای که حس کردممرا ضریح امامِ رضا بغل کرد...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

#ازداوج_اجباریپارت ۶ویو یونگی لیلی پشت به من خوابیدفک کنم که...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط