نگهبان هم شد از یاران مولا

نگهبان هم شد از یاران مولا
دد درنده خامش شد خدایا
دگر تیری بر شیطان رانده
به جز قتل خداجویان نمانده
در و دیوار زندان ناله دارد
غل و زنجیر از غم ژاله دارد
بله امشب دگر سوز است و حرمان
شب وصل است بهر عشق ورزان
خداوندا رضا غم دارد امشب
امام منتظر می گرید امشب
دگر زندان نیوشد صوت قرآن؟
که باشد شب شکن تا صبحگاهان؟
نه صوت دلخراش تازیانه
نه دیگر سجده های عارفانه
دگر سندی نسوزد آدمی را
فراق نور سوزد عالمی را
دگر کس نشنود این ناله ها را
خلاصم کن خلاصم کن خدایا
بله باز آمده غم سوی شیعه
ز ما کی می ستانند این ودیعه
خدایا منتظر هستیم او را
بمیرد عسکری در سوگ مولا

دیدگاه ها (۱)

دکتر شریعتی :« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس م...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو این کوچه ه...

ﺍﻱ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻱَ ﻫﻤﻪ ﺧﻠﻖ ﺯ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺗﻮﻧِﻪﺁﺳﻤﻮﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻛِﺮﺩﻩ ﻛﺮﺩﺍﺭ ...

ﻟﻘﻤﺎﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼﺍﺯﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﺧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط