برایت گریه پنهانی کنار جمع دشوار است

برایت گریه پنهانی کنار جمع دشوار است
دلت وقتی بگیرد شادی و خنده چه دشوار است

نمی دانی میان بودن و رفتن عجب دردیست
و امید شب و روزت فراهم کردن یکبار دیدار است

نمی دانی عجب داغیست بر درد دل عاشق
که از دوری عشق آتشین یک لاله تبدار است

ولیکن من بدیدم سخت می گرید عاشق پیشه ی طفلی
دلش از دوری محبوب خود دردا که غمدار است

تو باش و مهربانی کن بمان و عشق ورزی کن
خدا خود عاشقت کرده...ببین شعرت چه نم دار است
دیدگاه ها (۲)

شبی غمگین، شبی بارانی و سرد ،مرا در غربت فردا رها کرد،،دلم د...

بـــــــــوسه یعنــــــــــی لذت دلدادگــــــــــیلذت از شبـ...

همین جاکنار رازقی های باغچهزیر سایه این گل سرخمن را به خاک ب...

با همین فاصله هم از تو اگر دورترممیشود گفت که با فکر تو من ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط