عشقی تا ابد پارت ۱ 💖

عشقی تا ابد پارت ۱ 💖
بادوستام بیرون بودم داشتیم حرف میزدم که بایه پسر برخود کردیم دو تا بادیگارد پشتش بودن من از پسره خیلی خوشم اومد .
به بادیگارداش گفت اینو از سر راهم ببرید کنار دوستانم ببرید . باخودم گفتم که
این پسره از من خیلی بدش میاد و عمرا که از من خوشش بیاد . ولی واقعا اون جذاب بود ومن عاشقش بودم
رفتم خونه به بابام گفتم : بابا من از یه پسر خوشم اومده ولی اون منو دوست نداره چیکار کنم؟
بابام از شدت عصبانی منو کتک می زد .
ادامه دارد ........
دیدگاه ها (۲)

My Boy❄

پارت ۲۸

ازدواج اجباری

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

قسمت ۸(بخش دو)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

قسمت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط