بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد نود🍷🔪
تعجبش و دیدم
_زن؟ زنی جز تو تو زندگیم نیست
آروم بهش نزدیک شدم
باید خامش میکردم و من خوب بلد بودم قلق این مردو!
دکمه اول پیراهنش و باز کردم
به چشماش نگاه نمیکردم ، چون میدونستم الان با اخم خیره ی منه..
لب زدم
+دکمه اول پیراهنش و نبند، بد میشه
بعد هم شدم و همون جایی که باز کرده بودم آروم بوسه ای روش زدم
که نفس عمیق وکشیداریکشید
فهمید دارم کرم میریزم
لب زد
+نکن، برای خودت بد میشه اینجا ت و له نکن!
ولی من حرف حالیم نمیشد
باید کار خودمو عملی میکردم
دوباره بوسیدم که یهو کوبیده شدم به دیوار
اخ ریزی از گلوم پرید بیرون
که اخم کرد
_خوبی دوست داشتنی؟
چشمام و باز و بسته کردم و اوهومی گفتم
+تو به کارت ادامه بده
تای ابروشو بالا انداخت
_مطمعنی؟دردت نگیره یهو؟؟؟
نچی کردم و با ناز لبخندی زدم که یهو سمتم خم شد
بوسه ای روی ل ب م زد
پارت صد نود🍷🔪
تعجبش و دیدم
_زن؟ زنی جز تو تو زندگیم نیست
آروم بهش نزدیک شدم
باید خامش میکردم و من خوب بلد بودم قلق این مردو!
دکمه اول پیراهنش و باز کردم
به چشماش نگاه نمیکردم ، چون میدونستم الان با اخم خیره ی منه..
لب زدم
+دکمه اول پیراهنش و نبند، بد میشه
بعد هم شدم و همون جایی که باز کرده بودم آروم بوسه ای روش زدم
که نفس عمیق وکشیداریکشید
فهمید دارم کرم میریزم
لب زد
+نکن، برای خودت بد میشه اینجا ت و له نکن!
ولی من حرف حالیم نمیشد
باید کار خودمو عملی میکردم
دوباره بوسیدم که یهو کوبیده شدم به دیوار
اخ ریزی از گلوم پرید بیرون
که اخم کرد
_خوبی دوست داشتنی؟
چشمام و باز و بسته کردم و اوهومی گفتم
+تو به کارت ادامه بده
تای ابروشو بالا انداخت
_مطمعنی؟دردت نگیره یهو؟؟؟
نچی کردم و با ناز لبخندی زدم که یهو سمتم خم شد
بوسه ای روی ل ب م زد
- ۳.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط