ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ

ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ
ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺁﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩ ... ؛
ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﭘﺮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﭼﯿﺪ
ﺗﺎ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻟﺶ
ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺒﯿﻨﺪ ...
دیدگاه ها (۱)

کافی بود صدایم کنیمن اَهلِ ناز نبودم با جان برمی گشتم

ای دریغا روزگار کودکیکه نمی دیدم از این غم ها،یکیفکر ساده، د...

‌پایداری می‌کنمگاهی با شعرو گاهی با عشقکه برای گرم شدنوسیله‌...

درد یعنی :که نماندن به صلاحش باشدبگذاری برود ... آه ! به اصر...

☕️🌱 ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ اگر ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ؛" ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ "ﻣﯿﺸﻮﺩ " ﺁﻥ ﺯﻣ...

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ!ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ...

متنی بسیار زیبا از نیما یوشیج ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖﺩﻭﺳﺖ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط