پارت

پارت ۲۰

* کیان همینطوری غر میزد که باید داروم رو بخورم *

رزت : کیان ولم کن از دارو خوشم نمیاد

کیان : اگه میخوای خوب شی باید بخوری

* یهو صداش قط شد
برگشتم دیدم به جای کیان یه روباه هست و داداش هام هم تو اتاقمم *

کالیکس : ای روباه رو از کجا اوردی؟

رزت : ......

کامیلان : اصلا این از کجا اومد؟

رزت چیکارش دارین اصلا چرا دوباره اومدین ؟

ابیل : برات سوپ اوردیم

رزت : ... گفتم که گشنم نیست

ابیل : میذارم اینجا بعد بخورش

رزت : خب دیگه برید بیرون من هنوز
خوابم کامل نشده

* بعد از اینکه رفتن بلند شدم به سختی و روباه رو بلند کردم *

کیان : چیه نگاه میکنی

رزت : تو تبدیل به روباه شدی

کیان : اره میتونم به هر چیزی که بخوام
تبدیل بشم .. اینطوری بیشتر میتونم کنارت باشم

رزت : چجوری تبدیل شدی؟

کیان : من یه استیگمام

* استیگما روح کسانی که مردن رو کنترل
میکنه و جادوی بسیار جدرتمندی داری *

رزت : خوشبحالت جادو داری

کیان: تو هم وقتی ۷ سالت بشه یه جادو میگیری

رزت : واقعا ؟

کیان : اره

رزت : اها

کیان : خوب حالا داروتو بخور

رزت : دست از سرم بردار
(( سرفه))

کیان : خوب پس سوپ رو بخور

رزت : باشه

رزت : داغههههه

کیان : معلومه داغه فوتش کن

* بعد از اینکه سوپ رو خوردم دیدم کیان با همون ظاهر روباهی روی مبل کنار تختم خوابیده *
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۱ رزت : هی کیان * تکون نخورد *رزت : کیانننننکیان : هوم...

پارت ۲۲لوسیان : آبجی روباهه خیلی قشنگ نیست رزت : آره خیلی قش...

رزت و کیان 🤗

پارت ۱۹ //پرش زمانی //کالیکس : هی! نخودچی! * به سختی چشمام ر...

پارت ۱۲ *همینطوری داشتیم قدم میزیم که *کامیلان : هی ابیل بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط