دیشب نرفتم خونه

دیشب نرفتم خونه . . .
صبح که رفتم بابام گفت : دیشب کجا بودی ؟
گفتم : خونه دوستم !
برداشت به ده تا از دوستام زنگ زد ؛ خدا خیرشون بده ،
هفت تاشون گفتن : دیشب خونه ما بوده !
دوتاشونم گفتن الان اینجاست
ولی خوابه بیدار شد میگم زنگ بزنه.









ولی حیرون معرفت اونی هستم که گفت::


اینجاست داره نماز میخونه نمیتونه صحبت کنه!!!
دیدگاه ها (۱۰)

امشب چه میکنه

عجب مناجات قشنگیه ؛بارالها…از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نک...

توجه کردین کههنگام به دنیا آمدن در گوشتان اذان می خوانند ولی...

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهن...

وقتی پسزش رو بیشتر از دخترش دوست داشت پازت2...ویو سونا....سا...

پارت ۱سلام من کیم بورام هستم دختر بزرگترین مافیای کرهمن ۲۰ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط