میدانی...!؟

میدانی...!؟
این بار قلبم را با بادبادک تو ...
به باد خواهم داد
مثل آن روزها تو شاد می شوی
و من...!
بی انکه بدانم رنگ چشمانت چیست
و صدایت اهل کدام آبادی
و ایا دستهایت هنوز با واژه ی سلام آشناست
دوستت خواهم داشت...
چون دوست داشتن زیباست...
دیدگاه ها (۳)

آینه میگوید پیر شده ای موهای مشکی ات سپید شد میگویم عیبی ندا...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

به تکرار عاشقانه های نگاهتشعری می سرایماز جنس آبی دیدار...و ...

@dar.saye.bidari

امروز من به دنیا آمدم هر سال جشنی میکرفتم برای دیدن لبخندها ...

عید غدیر شد و باز من در غم نبودنت .....باز هم عید و سالگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط