بر سر دو تا چتر اناری می گرفتیم

بر سر دو تا چتر اناری می گرفتیم
در باغ ناپیدا قناری می گرفتیم
از شیر سنگی ها سواری می گرفتیم
هنگام دوری بی قراری می گرفتیم
من شعله کبریت را حس کرده بودم
آن شب که عکس یادگاری می گرفتیم ...
دیدگاه ها (۱)

خود را میان جنگ پیدا کرده بودم با قلب تو آهنگ پیدا کرده بود...

آتشفشان های یخی را دوست دارم من حوریان دوزخی را دوست دارم ...

در خود کشاندی آسمان را بادبان را حتی ندادی فرصت رنگین کمان ...

زن تنها،زن مرد آزرده زن از آینه سیلی خورده زن از درد به خو...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

گفت مامان با توجه به خوابی که دیدم این آخرین ناهاری هست که ب...

علم قبل از انقلاب مرده است

مادرم نیست

خاطراتِ معلق در نور

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

📌آیا واقعا سیستم پزشکی زمان شاه در دنیا بهترین بود⁉️🔸شب، اطب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط