🍒🌱ای شب

🍒🌱ای شب
ای آگه از تمامی اندوهم
من از تمام ِ رازِ تو آگاهم
دیگر مرا نیاز به صبحی نیست
من
خویش را کنار تو
می خواهم.🍒🌱


((هوشنگ چالنگی))
دیدگاه ها (۹)

صبحي گره از زلف تو وا خواهد شدراز شب تار برملا خواهد شد....»...

فراتر از خویش

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

پروردگاراامروزم را چون هر روزبا نام تو آغاز می کنمصبحی چنین ...

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای ...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

نیمه دوم ۱۴۰۵ رو با مسیحِ عزیز شروع میکنم..⛪️به حضور مقدس تو...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط