نمی دانم شب ها من شاعر می شوم و تو را غزل باران میکنم . ی

نمی دانم شب ها من شاعر می شوم و تو را غزل باران میکنم . یا تو بهانه می شوی و من غزل غزل می بارم.
دیدگاه ها (۱)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

تــــو رادر غربت ڪدام ڪوچهگم ڪرده ام ..؟ڪه اینچنین آواره‌ے ڪ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط