بیا ای روشنی ،

بیا ای روشنی ،
اما بپوشان روی
که می‌ترسم تو را
خورشید پندارند ...
دیدگاه ها (۱)

از حدّ دوست دارمت اعداد عاجزنداصلاً نمی‌شود بشمارم برای تو

پَرت ز نورِ گریزانِ صبح، ‌گل‌گون بودتنت حرارت خورشید و بوی ب...

دل گرفته‌ی من کی چو غنچه باز شودمگر صبا برساند به من هوای تو...

بی‌تو خواهم ساخت باسقفی که نامش غربتست...مثل ماهی‌ها که می‌س...

خورشید فلک روشنی از روی تو داردهرجاست گلی چاشنی از بوی تو دا...

صبح باور عشق است در لبخند آسمانی تو وقتی چشم هایت را باز میک...

"شــب" را به هوای تـو نشستمای روشنی شـام سیاهم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط