گمان کنم شب اخر هست،که نور ماه بیندازی

گمان کنم شب اخر هست،که نور ماه بیندازی

مرا ببین که تو می خواهی،به اشک و آه بیندازی

شبیه یک کر و لالم کرد،بیا دلم شده پاییزی

شنید باز کسی گفته مرا به چاه بیندازی

"به من نگو که دلت تنگ است،نگو به فکر تو ام دایم

نگو دروغ،مرا بازم به قاه قاه بینداری"

عجب چه حس بدی دارم همان حسی که به من دادی

مرا دوباره تو میخواهی به اشتباه بیندازی

شبیه خون زده ای بر من،منی که بی تو حواسم نیست

چه سود معرکه ای هرشب،غمین به راه بیندازی

"دلم هوای تو را کرده بیا که طاقتم طاق است"

روا که نیست مرا با غم،به هر گناه بیندازی

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

#دل نوشته✨❤من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکن❣تا دلم خال...

من که دلتنگ توام با من بمان، دل دل نکنتا دلم خالیست، در جای ...

نشسته ای به دلم با تمام شک و گمانخدا به خیر رسانَد، خدای خوب...

✳️السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ ... ✳️از بعد ماجرای ...

گناه پشت گناه و گناه پشت گناه تمام عمر تباه و تمام عمر تباه ...

خدایا !ضعیفمو اقرار می کنم به ضعفم،فقیرم و اقرار می کنم به ف...

ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و وز هر دو جهانم بستانب...

اولین باری که تو را دیدم پاییز بود. از همان پاییز های همیشگی...

بی وفا از عالم محو وگم باد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط