اگر چون رود می خواهد، که با دریا بیامیزد

اگر چون رود می خواهد، که با دریا بیامیزد
بگو، چون چشمه بر زانو، گذارد دست و برخیزد"*
میان کوه های سخت و خاک نرم بستانها
خودش باشد، از اینکه رنگ از آن گیرد، بپرهیزد
هزاران مشکل است و مرد، عاشق با همه دنیا.....
نه! با نفس خودش باید، که در هر لحظه بستیزد
فقط یک شرط دارد راه عشق و عاشقی: رفتن
فقط کافی ست ،عاشق از وجود خویش، بگریزد
اگر دنیا به او فرمان، دهد که یک نفس بنشین
به گوش دل، بگوید راز عشق و دل، برانگیزد
به پای دل، تواند مرد عاشق، طی کند هر ره
نترسد، گر عرق از چهره یا که، آبرو ریزد
بگو از قول من، با عاشق صادق، که راهی شو
اگر چون رود می خواهد، که با دریا بیامیزد
دیدگاه ها (۱)

چنان آشفته ام کردی، که ابراهیم بت ها رابه حدی دوستت دارم، که...

فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارمو بعدش، گیج این عشقم، ...

آمدم در عمق چشمانت تماشایت کنم

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرمسایـه ات نیـز بیـفـت...

اسم فیک:در امتداد غروبتعداد پارت ها: نامعلوم شخصیت ها:جونگکو...

خیانت 🥀دنیا پر از شادی و نا امیدی🥀 🥀شجاعت زندگی یک چیز...

سناریو:از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط