بوسه‌ای

بوسه‌ای
از سرِ مستی به لبِ یار زدم...
آتشی
بر دلِ دیوانه و بیمار زدم...
دیدگاه ها (۰)

مرا روزی مباد آن‌دم که بی یادِ تو بِنشینم...

گر هزاران دام باشد در قدمچون تو با مایی، نباشد هیچ غم...

امشب نَظر به روی تو از خواب خوش‌ترست...

یک‌ جـان‌ چه‌ بُود، صد جـانِ‌ منـی...

گفتم آه از دل دیوانه ایحافظ به توزیر لب خند زنان گفت که دیوا...

مرسی که هستی ❣️🌹❣️🌹❣️در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی...

🌸❤بگذار ببیینم من روی تو را یاربگذار ببویم من موی تو را یارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط