اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار کساد

سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد
هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبیری نداشت
هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
دیدگاه ها (۵)

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل م...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل م...

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود در غربت من مثل م...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل من...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل من...

اینجا بجز درد و دروغهم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل منه...

Roya:اینجا بجز درد و دروغ همخانه ای با ما نبوددر غربت من مثل...

اينجا به جز درد و دروغ...همخانه‌اي با ما نبود...در غربت من.....

سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم بادهجرت سرابي بود و بس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط