پارت

پارت ۱۸
ویو میون
بعد از صبحونه من رفتم خونه حاضر شدم برای دانشگاه رفتم دنبال جیوو باهم رفتیم امروز دوتا کلاس داشتم شام هم میخواستیم ب جیوو بریم رستوران
ویو کوک
بعد از صبحونه رفتم شرکت یه هفته نرفته بودم همه کارا رو دوش نامجون بود بدبخت ناهار میخواستم ببرمش رستوران بعد از اینکه کمی کارا رو جمع و جور کردم بلند شدم کتم و سوییچمو برداشتم رفتم اتاق نامجون
کوک : پاشو امروز مهمون منی
نامجون : آخجون ناهار مجانی
باهم رفتیم رستوران پنج دیقه نشستیم بعد از سفارش منتظر غذا بودیم که دیدم میون با یه دختر اومد تو
ویو میون
رفتیم رستوران که دیدم کوک با نامجون اونجاست
جیوو : وای دختر بریم پیششون
میون : نه بابا احمق یکم غرور داشته باش
از کنار میزشون رد می‌شدیم که نامجون بلند شد و گفت : سلام میون چطوری
میون : ممنون شما خوب هستیم
نامجون یه نگا به جیوو کرد و گفت : ممنون دوستتون هستن
میون : بله جیوو نامجون ، نامجون جیوو
نامجون و جیوو باهم دست دادن
منم گفتم ما میریم یه میز دیگه و رفتیم جیوو همش داشت نامجونو نگا می‌کرد
میون : خوردیش بابا

چون میدونستم الان مدرسه این گذاشتم فکر نکنین درس نمیخونم به دلایلی نرفتم
دیدگاه ها (۲)

لباس میون برای دانشگاه

پارت ۱۹جیوو:میونمیون:همجیوو:فکنم‌ عاشق شدم حالا چی کارکنمآبم...

میدونم دیره ولی شخصیت های فیک

ویو میونمجبور شدم ببرمش هتل میون : باشه پس سوییچتو بدهجونگکو...

عشقی در مافیا ( پارت ششم )

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

,, مافیای من,,part :5. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط