یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میونِ باغچه مهربونی

می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری

این بوته یاسِ من میمونه یادگاری

هر روز غروب عطرِ یاس تو کوچه ها میپیچید

میون کوچه باغا بویِ خدا میپیچید

هر روز غروب عطرِ یاس تو کوچه ها میپیچید

میون کوچه باغا بویِ خدا میپیچید

اونایی که نداشتن از خوبی ها نشونه

دیدن که خوبیِ یاس باعث زشتیشونه

عابرای بی احساس پا گذاشتن رویِ یاس

ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس

یاس جوون برگمون تکیه زدش به دیوار

خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاسو برداشت

پنهون ز نامهرما تو باغِ دیگه ای کاشت

هزار سالِ کوچه ها پر میشه از عطرِ یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

هزار سالِ کوچه ها پر میشه از عطرِ یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس.....

گل یاس(شادمهرعقیلی)
دیدگاه ها (۴)

........

بخون ضرر نمیکنیسوال:چرا خداوند آب دهان را شیرین. و اشک چشم ر...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart"34"ته: باید بریم صندوق عقب اونجا بزرگه و شیشه عاشق...

his favorite strawberry

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط