زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی د

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی دانستیم/حسرت رد شدن ثانیه های کوچک/فرصت محترمی بود و نمی دانستیم/عمر ما جمله به سر رفت و به قول سهراب/آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم
دیدگاه ها (۱)

ﺳــــــــــــــــــــــــﻼﻣﺘیه آخرین خداحافظی که توی گلوم خش...

***************عشقم************** اگه بمیرم قول میدی بیای سر...

دلگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم...از اونایـــــے ...

جایَت خالیچقدر هوابرای داشتنتخوب است. . .

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒چند روز بعد، یونا بالاخره اجازه گرفت ...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

CAPTURED IN PARIS

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

بالهای سرخ پارت ۴

پارت سوم شروعی دوباره

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط