چشم توچاقوی زنجان و دوتا چاقوی اصل

چشم توچاقوی زنجان و دوتا چاقوی اصل
ضامنش در رفته و کار دلم را ساخته

نامسلمان ضامن چاقوی چشمت را ببند
جنگ و خون ریزی میان عقل و دل انداخته

پرچم تسلیم من بالا، غرورم لشکری
بود اما پیش تو حالا سپر انداخته
دیدگاه ها (۸)

هرکه با احساس باشد عاقبت خواهد شکست .این جواب سادگییییست

سلام خدمت ویسگونی های عزیز شب یلداتون هم مبارک .مارفتیم خدمت...

باید خیانت ڪنے............!!.......... تا دیوونه ات باشن...!...

جزدرخانه تو هیچ کجا خیری نیست.هرچه خیر است حسین جان به درخان...

سایه ای در راه رو های نقره ای

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

مثل والیبال ایرانم که دیشب باختهو لهستان مثل طوفانی به تیمش ...

اتش زده با هر مژه اش قلبم را بی رحمترین یاری که خود خواسته ا...

ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم...ای کاش شبی بگذری از کوچه...

ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم...ای کاش شبی بگذری از کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط