یار هم غایب و هم حاضر و چون درنگری

یار هم غایب و هم حاضر و چون درنگری



خالی از غیبت و عاری ز حضورست اینجا



#خواجوی کرمانی


‌‎
دیدگاه ها (۷)

‌مگو در کوی او شب تا سحر بھر چه می‌گردیکه دل گم کرده‌ام آنجا...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کنمن خسته ایامم ساقی تو آرام...

دوباره زنده کناین خسته ی خزان زده را حلول کن،به تنم جان ببخش...

#شعر_قدیمی 🍃پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادستبلکه آن است سلیما...

💔طنین بغض در حیاط خالی؛ بزن ای زنگ لعنتی، به وقت دلتنگی مدرس...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط