ابری ترین بهانه ی این اسمان شدیم

ابری ترین بهانه ی این اسمان شدیم
رسوا، اگرچه هم رنگ دیگران شدیم

روزی شکاف سینه ی ماراسکوت عشق
روزی که هردو از تب هم نیمه جان شدیم

صد بار در کشاکش این چرخ دنده ها
همدرد بغض سرد همین اسمان شدیم

روزی به دست کاشف اسرار:عشق
در زیر بار غضه و غم امتحان شدیم

از بهت مشخره ی پشت پنجره
درگیر معجزه های زمان شدیم

شاعر شدیم و سراسر سوال بود
وقتی که عاشقان اصیل جهان شدیم
دیدگاه ها (۱)

فاطمه ساکی

محمد رضا کلهر

مسعود صادقی بروجردی شاعر کرمانشاهی

سمیه فلاحی

وحید اشجع

فرزانه صیاد

محمد شیرین زاده شاعر مشهدی

قادر طهماسبی شاعر میانه‌ای

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط