زمستان هم رسید از ره،چه سرمایی در این شب هاست

زمستان هم رسید از ره،چه سرمایی در این شب هاست

چه طولانیست،امشب،ای عجب،امشب شبِ یلداست

خجالت می کشم،از خود نبودی پیش من پاییز

زمستان زوزه ی بادِ ستمگر آمدهِ هیهاست

"پتویی"دور خود پیچم بغل گیرم کمی "بالشت"

خطِ قرمز ر سیدم من،ببینید این تهِ دنیاست

زدم فالی که حافظ شرم کرد از گفتنِ فالم

ولی آمد که "سهراب " آخرش با درد ها رسواست

به دورِ هم تمامِ اهل فامیل اند،اما من

نشستم کنج دیواری،کجایی "تو" دلم شیداست

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

زمستان هم رسید از ره،چه سرمایی در این شب هاستچه طولانیست،امش...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

⚫️فردا پنج شنبه یازدهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد کاپیتان هادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط