شدم به ياد تو خاموش، آنچنان که دگر

فغان هم از دل سنگم به در نمي آيد

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

خیال غرق شدندر نگاه ژرف تـو بودکه دل زدیم به دریایبی خیالی ه...

چندی‌ست از تو غافلم ای زندگی ببخشچنگی به دل نمی‌زنی این روزه...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

«دیده و دل»گر بنی آدم اعضای یکدیگرنداز این روست که در آفرینش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط