شب عفو است و محتاج دعایم ، زعمق دل دعایی کن برایم

شب عفو است و محتاج دعایم ، زعمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی ، خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی زما کن ، کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یارب فلانی رو سیاه است ، دو دستش خالی و غرق گناه است …
دیدگاه ها (۱۳)

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

Covenant of Blood and Silk

سایه ای در راهروهای نقره ای

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

پارت اول._*بی گناهان*_

dark life = 17

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط