بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
مگر کلمه ولیّ اسمی برای صاحب ولایت نیست؟ پس چرا وقتی خداوند متعال در قرآن کریم صاحب ولایت را با اسم ولی و بیان ویژگی های متمایزش معرفی میکند و تصریح می نماید آنان که این ولایت را پذیرفتند حزب الله هستند، و خودشان نیز تصریح دارند که در شأن امیر المؤمنین (ع) است،قبول نمی کنند و باز میگویند چرا اسم نیامده است؟ مگر به صراحت و روشنی نفرمود:إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ -ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند.(سوره مائده آیه 55)
منابع اهل سنت که تصریح کرده اند درشأن امیرالمؤمنین (ع) است: تفسیر کشّاف (ج 1 ،ص 623) - تفسیر فخررازی (ج 12، ص 25) تفسیر طبری (ج6،ص186) تفسیر ابن مردویه (ص 295) - شواهد التنزيل حسکانی (ج1،ص230)- تفسیر ثعلبی، تفسير قرطبی، درّالمنثور سیوطی، زاد المسير ابن جوزی ، احکام القرآن جسّاس، تفسير ابن کثير و تفسير الآلوسی؛ ج 6، ص 167)
ﻫ) -چنان میگویند که چرا اسم ائمه (ع) در قرآن کریم نیامده است تا همه ایمان آورده و وحدت کنند، گویی اسم آنان که جایگزین کردهاند در قرآن آمده است؟! آیا تا به حال شنیدهاید که بگویند: در کجای قرآن اسمی از سقیفه، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، یزید و ...که به آنها امیر المؤمنین و خلیفة الله لقب دادهاند آمده است؟! هرگز. پس به چه استنادی از قرآن کریم اینها را جایگزین امر خدا و امر رسول خدا (ص) و بیعتشان با ایشان مبنی بر این که همه شنیدیم، همه فهمیدیم، همه قبول کردیم و همه پذیرفتیم. را شکستند؟! جواز بیعت شکنی با رسول الله (ص) را در ظاهر قرآن خوانده بودند یا در باطن و تفسیر آن؟! آیا ظاهر آیات قرآن کریم به آنان آموخته بود تا شورا،رأی و دموکراسی بین خودشان را جایگزین وحی و ابلاغ آن توسط نبی مکرم (ص) نمایند؟! یا فقط وقتی به امامان (ع) می رسند دنبال اسم شان در ظاهر آیات میگردند و چون نمی بینند، نمیپذیرند؟( ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
مگر کلمه ولیّ اسمی برای صاحب ولایت نیست؟ پس چرا وقتی خداوند متعال در قرآن کریم صاحب ولایت را با اسم ولی و بیان ویژگی های متمایزش معرفی میکند و تصریح می نماید آنان که این ولایت را پذیرفتند حزب الله هستند، و خودشان نیز تصریح دارند که در شأن امیر المؤمنین (ع) است،قبول نمی کنند و باز میگویند چرا اسم نیامده است؟ مگر به صراحت و روشنی نفرمود:إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ -ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند.(سوره مائده آیه 55)
منابع اهل سنت که تصریح کرده اند درشأن امیرالمؤمنین (ع) است: تفسیر کشّاف (ج 1 ،ص 623) - تفسیر فخررازی (ج 12، ص 25) تفسیر طبری (ج6،ص186) تفسیر ابن مردویه (ص 295) - شواهد التنزيل حسکانی (ج1،ص230)- تفسیر ثعلبی، تفسير قرطبی، درّالمنثور سیوطی، زاد المسير ابن جوزی ، احکام القرآن جسّاس، تفسير ابن کثير و تفسير الآلوسی؛ ج 6، ص 167)
ﻫ) -چنان میگویند که چرا اسم ائمه (ع) در قرآن کریم نیامده است تا همه ایمان آورده و وحدت کنند، گویی اسم آنان که جایگزین کردهاند در قرآن آمده است؟! آیا تا به حال شنیدهاید که بگویند: در کجای قرآن اسمی از سقیفه، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، یزید و ...که به آنها امیر المؤمنین و خلیفة الله لقب دادهاند آمده است؟! هرگز. پس به چه استنادی از قرآن کریم اینها را جایگزین امر خدا و امر رسول خدا (ص) و بیعتشان با ایشان مبنی بر این که همه شنیدیم، همه فهمیدیم، همه قبول کردیم و همه پذیرفتیم. را شکستند؟! جواز بیعت شکنی با رسول الله (ص) را در ظاهر قرآن خوانده بودند یا در باطن و تفسیر آن؟! آیا ظاهر آیات قرآن کریم به آنان آموخته بود تا شورا،رأی و دموکراسی بین خودشان را جایگزین وحی و ابلاغ آن توسط نبی مکرم (ص) نمایند؟! یا فقط وقتی به امامان (ع) می رسند دنبال اسم شان در ظاهر آیات میگردند و چون نمی بینند، نمیپذیرند؟( ادامه دارد...)
- ۱۱۳
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط