خاطره ای که همیشه برایم مرور میشود
خاطره ای که همیشه برایم مرور میشود
تا زمانی که مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را ندیده بودم، فکر میکردم که مؤمن فقط یک لقب برای مسلمانان است اما با دیدن ایشان فهمیدم که ایمان، نوری در وجود مؤمن است نه مسلمان و به همین دلیل تعداد انگشت شماری مؤمن در دنیا هست که امور شیعیان در دستانشان قرار گرفته و این جز به خواست خداوند نبوده و نیست.
وقتی فکر میکنم که چقدر انسان بزرگ کنارمون بودند و رفتند، واقعا تأسف میخورم که این افراد مؤمن و وارسته را بعد از مرگشان، هنوز هم نشناخته ایم.
شخصیت هایی که هرکدام، علمدار اسلام حساب میشدند
دو مؤمنی که خیلی دیر شناختم را معرفی میکنم
مرحوم (علامه) آیت الله حسن زاده آملی، نخبه ریاضیات و علوم مختلف و دانشمند جهان اسلام و مجتهد وارسته و از افراد خاصی که دارای قدرت های ماورائی بود و از افراد خاصی که امامش را ملاقات میکرد
مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت، مرجع بزرگ تقلید و از اساتید حوزه و از افراد خاصی که چشمانشان مبارک شد به نور حقیقت و پرده ها از چشمانشان کنار رفت و با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیدار میکردند و بسیاری از حقایق جهان را مشاهده کردند.
معمولا مؤمنانی که چشم برزخی یا چشم جهان بین دارند، انسان گناهکار را به شکل واقعی میبینند.
به شکل حیوانات به میزان گناهشان
من فقط یکبار و در روزهای آخر عمر پر برکت مرحوم آیت الله بهجت(رضوان الله تعالی علیه) ایشان را از نزدیک دیدم
در روزی از روزهای سال ۱۳۸۸، نماز جماعت ظهر و عصر در مسجد فاطمیه قم خدمت ایشان بودم و جمعیت زیادی آماده بودند.
فضا به شدت سنگین و نمازی به شدت غمگین و طولانی. نمازهای ایشان معروف بود.
ایشان انقدر در موقع نماز نسبت به خداوند خاشع بودند که هر رکعت نماز و هر سجده همراه بود با اشک و گریه بلند ایشان و بدون اراده چون کاملا فراموش میکردند که کجا هستند و فقط پیشگاه خداوند را در نظر داشتند.
دلیل این حرفم این است که همراه با گریه ایشان، مردمی که آنجا بودند هم موقع نماز، بدون اراده گریه میکردند و فضای معنوی سنگینی شکل گرفته بود و بعد از اتمام نماز و چند دقیقه صبر، بلند میشدند و مثل همیشه مسیری که آمده بودند را برمیگشتند و با تکان سر و دست و نگاه مستقیم و اجمالی به افراد به ابراز علاقه شدید مردم واکنش نشان میدادند اما آن نگاه
دلیل آن نگاه را بعدا فهمیدم، بعدا که خبر رحلت ایشان در نماز و در سجده را شنیدم.
آن نگاه، نگاه بصیرت بود.
نگاهی که پر بود از حقیقت واقعی افراد حاضر در آن مسجد
فقط خدا میداند که ما را انسان دید یا حیوان
فرد مؤمن هرچقدر از تاریخ وفاتش میگذرد، فقدانش برای مردم جامعه، درد به همراه دارد.
شاید حس نکنیم که دردمان از کجاست اما من میدانم.
درد ما نبودن ایمان است که آن را در وجود این افراد بزرگ پیدا میکنیم.
بیچاره و درمانده میشود آن کسی که این حقایق را بفهمد و بدبخت آن کسی است که این حقایق را نفهمیده است و منکر میشود
آه ای مردم دنیا، مؤمن ترین مؤمنان منتظر ماست.
او هر روز چقدر ما را میبیند ولی ما نمیتوانیم ببینیمش
او ما را چه میبیند؟ حیوان یا انسان؟
برای فهمیدن این حقیقت به درونت مراجعه کن و فردا طوری باش که وقتی تو را میبیند، انسان ببیند نه حیوان!
تا زمانی که مرحوم آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) را ندیده بودم، فکر میکردم که مؤمن فقط یک لقب برای مسلمانان است اما با دیدن ایشان فهمیدم که ایمان، نوری در وجود مؤمن است نه مسلمان و به همین دلیل تعداد انگشت شماری مؤمن در دنیا هست که امور شیعیان در دستانشان قرار گرفته و این جز به خواست خداوند نبوده و نیست.
وقتی فکر میکنم که چقدر انسان بزرگ کنارمون بودند و رفتند، واقعا تأسف میخورم که این افراد مؤمن و وارسته را بعد از مرگشان، هنوز هم نشناخته ایم.
شخصیت هایی که هرکدام، علمدار اسلام حساب میشدند
دو مؤمنی که خیلی دیر شناختم را معرفی میکنم
مرحوم (علامه) آیت الله حسن زاده آملی، نخبه ریاضیات و علوم مختلف و دانشمند جهان اسلام و مجتهد وارسته و از افراد خاصی که دارای قدرت های ماورائی بود و از افراد خاصی که امامش را ملاقات میکرد
مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت، مرجع بزرگ تقلید و از اساتید حوزه و از افراد خاصی که چشمانشان مبارک شد به نور حقیقت و پرده ها از چشمانشان کنار رفت و با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیدار میکردند و بسیاری از حقایق جهان را مشاهده کردند.
معمولا مؤمنانی که چشم برزخی یا چشم جهان بین دارند، انسان گناهکار را به شکل واقعی میبینند.
به شکل حیوانات به میزان گناهشان
من فقط یکبار و در روزهای آخر عمر پر برکت مرحوم آیت الله بهجت(رضوان الله تعالی علیه) ایشان را از نزدیک دیدم
در روزی از روزهای سال ۱۳۸۸، نماز جماعت ظهر و عصر در مسجد فاطمیه قم خدمت ایشان بودم و جمعیت زیادی آماده بودند.
فضا به شدت سنگین و نمازی به شدت غمگین و طولانی. نمازهای ایشان معروف بود.
ایشان انقدر در موقع نماز نسبت به خداوند خاشع بودند که هر رکعت نماز و هر سجده همراه بود با اشک و گریه بلند ایشان و بدون اراده چون کاملا فراموش میکردند که کجا هستند و فقط پیشگاه خداوند را در نظر داشتند.
دلیل این حرفم این است که همراه با گریه ایشان، مردمی که آنجا بودند هم موقع نماز، بدون اراده گریه میکردند و فضای معنوی سنگینی شکل گرفته بود و بعد از اتمام نماز و چند دقیقه صبر، بلند میشدند و مثل همیشه مسیری که آمده بودند را برمیگشتند و با تکان سر و دست و نگاه مستقیم و اجمالی به افراد به ابراز علاقه شدید مردم واکنش نشان میدادند اما آن نگاه
دلیل آن نگاه را بعدا فهمیدم، بعدا که خبر رحلت ایشان در نماز و در سجده را شنیدم.
آن نگاه، نگاه بصیرت بود.
نگاهی که پر بود از حقیقت واقعی افراد حاضر در آن مسجد
فقط خدا میداند که ما را انسان دید یا حیوان
فرد مؤمن هرچقدر از تاریخ وفاتش میگذرد، فقدانش برای مردم جامعه، درد به همراه دارد.
شاید حس نکنیم که دردمان از کجاست اما من میدانم.
درد ما نبودن ایمان است که آن را در وجود این افراد بزرگ پیدا میکنیم.
بیچاره و درمانده میشود آن کسی که این حقایق را بفهمد و بدبخت آن کسی است که این حقایق را نفهمیده است و منکر میشود
آه ای مردم دنیا، مؤمن ترین مؤمنان منتظر ماست.
او هر روز چقدر ما را میبیند ولی ما نمیتوانیم ببینیمش
او ما را چه میبیند؟ حیوان یا انسان؟
برای فهمیدن این حقیقت به درونت مراجعه کن و فردا طوری باش که وقتی تو را میبیند، انسان ببیند نه حیوان!
- ۹۴۴
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط