هر وقت از دست کارهای کودکت عصبانی وخسته شدی این متن را با

هر وقت از دست کارهای کودکت عصبانی وخسته شدی این متن را با خودت مرور کن:

این شادمانی که اکنون دردست توست مدت زیادی نخواهد ماند.این دستان نرم کوچکی که در دست تو آشیانه دارددر حالی که در آفتاب قدم میزنی ،همیشه با تو نخواهد بود .
همینگونه این پاهای کوچکی که در کنارت می دود و با صدای مشتاقی که بدون وقفه و با هیجان هزاران سوال از تو می کند ،تا ابد نیستند .
این صورتهای قابل اعتماد که به طرف تو توجه میکنند ،یا بازوان کوچکی که بر گردن تو حلقه میشوند، و لبان نرمی که بر روی گونه های تو فشار می آورند ، دایمی نیستند ...
قلب خودت را بر ایشان ارزانی بدار .
روزهایشان را از شادی پر کن .
در خوشی و شادمانی معصومانه شان شریک باش.که طفولیت جز دو روزی بیش نیست و با چشم برهم زدنی برای همیشه از دست خواهد رفت .
اگر کودکی با خرده گیری بزرگ شود، ملامت کردن را می آموزد.
با خصومت بزرگ شود، ستیزه جویی را می آموزد.
با استهزاء بزرگ شود، کم رویی می آموزد.
با شرم بزرگ شود،احساس گناه رامیآموزد.
با بردباری بزرگ شود، تحمل را می آموزد.
باتشویق بزرگ شود،اعتمادبه نفس میآموزد.
باتحسین بزرگ شود،قدرشناسی را میآموزد
دیدگاه ها (۱)

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

پارت هشتم | انتخابات چشم‌هایش را باز کرد.دست‌هایش بسته نبودن...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

فیک : بین راندها

داستان عاشقانه جدید

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط