کاش سوره ای به نام "پدر" بود

کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد :
قسم بر پینه ی دستانت ، که بوی نان می دهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت ...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند و قسم بر غربتت ، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...

( زنده باد همه ی پدران در قید حیات ،
و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده ... )
دیدگاه ها (۲۰)

کهنه فروش تو کوچمون داد میزدچراغ کهنه میخریموسایل شکسته میخر...

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دسش مرغ و روغـن این...

ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﺍﻻﻍ ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻮﭼﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺧﻮﺭﻩ ؟.. ......ﭼﻮﻥ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ ...

دختره متولد ۸4 نوشته “از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط