(‌ آنکه چشمان تو را مفرور ساخت فلب ما را دانه انگور ساخت

(‌ آنکه چشمان تو را مفرور ساخت فلب ما را دانه انگور ساخت ) مـی پرست ایجـادم نشئـه ازل دارم همچـو دانه انگـور شیشـه در بغـل دارم معنـی بلنـد مـن فهـم تنـد می خـواهـد سیـر فکـرم آسان نیـست کوهـم و کـتل دارم تـرک سـود وسـودا کـن قطـع هـر تمنا کن می خور و طرب ها کن من هم این عمل دارم سنگ هم به حال من گریه گر کند بر جاست بی تو زنده ام یعنی مـرگ بـی عجـل دارم بحـر قـدرتـم بیـدل مـوج خیـز معنـی هـا مصـرعـی اگـر خواهـم سـر کنـم غـزل دارم
دیدگاه ها (۱)

می‌پرستِ ایجادم، نشئه‌ی ازل دارمهمچو دانه‌ی انگور، شیشه در ب...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

کی بربم آلمان

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

سر از دست‌دادیم،سرور از دست دادیم تو علی بودی‌،پس پدر از دس...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط