« عروسک من »
« عروسک من »
Part 20
نهال : باشه هانی می بینمت
محنا : باشه خداحافظ سیسی
( پرش زمانی به وقتی که رفت خونه )
ویوی محنا :
اومدم خونه که دیدم که جعبه ی قرمز رنگ روی میزم هست رفتم درش رو باز کردم و با یه خرس خیلی بزرگ و یه نامه و چندتا شکلات مواجه شدم نامه رو باز کردم و خوندم که نوشته بود :
محنا می دونم که دلم برات تنگ شده نشده ؟
خیلی دوست داشتم امشب توی اون کنسرت کنارت باشم اما نشد اما اینها رو از من داشته باش و بعد از خواندن این نامه هم پشت سرت رو نگاه کن 💫
دروغ چرا ترسیدم یکم اما وقتی پشت رو نگاه کردم دیدم که تهیونگ با یه دسته گل رز قرمز وایساده
محنا : هی هی وایسا ببینم الان خداوکیلی واقعیته این ؟
تهیونگ : بله خانم کوچولو واقعیت هست
محنا : تهیونگ اما تو الان باید توی تور باشی
تهیونگ : از کمپانی مرخصی گرفتیم و اینکه نمی تونم عروسک کوچولوم رو ببینم
محنا : خیر جناب می تونی
تهیونگ: باشه بیا برات شام گرفتم بیا باهم بخوریم
محنا : باشه بیا بخوریم
تهیونگ : خیلی دوستت دارم عروسک من
محنا : من هم همینطور آقای جذاب
( ویوی دوسال بعد )
ویوی تهیونگ :
الان من و محنا حدودا دوسال هست که تو رابطه هستیم و چرا دروغ از رابطه آن با عروسک کوچولوم یعنی محنا خیلی راضی ام البته با فن ها و دوستانتون درمیون گذاشتیم رابطه مون رو و اونها هم رابطه مون رو دوست دارن .
The end 🤍✨
امیدوارم که خوشتون اومده باشه لطفا نظرتون رو بهم بگید 🦋✨
Part 20
نهال : باشه هانی می بینمت
محنا : باشه خداحافظ سیسی
( پرش زمانی به وقتی که رفت خونه )
ویوی محنا :
اومدم خونه که دیدم که جعبه ی قرمز رنگ روی میزم هست رفتم درش رو باز کردم و با یه خرس خیلی بزرگ و یه نامه و چندتا شکلات مواجه شدم نامه رو باز کردم و خوندم که نوشته بود :
محنا می دونم که دلم برات تنگ شده نشده ؟
خیلی دوست داشتم امشب توی اون کنسرت کنارت باشم اما نشد اما اینها رو از من داشته باش و بعد از خواندن این نامه هم پشت سرت رو نگاه کن 💫
دروغ چرا ترسیدم یکم اما وقتی پشت رو نگاه کردم دیدم که تهیونگ با یه دسته گل رز قرمز وایساده
محنا : هی هی وایسا ببینم الان خداوکیلی واقعیته این ؟
تهیونگ : بله خانم کوچولو واقعیت هست
محنا : تهیونگ اما تو الان باید توی تور باشی
تهیونگ : از کمپانی مرخصی گرفتیم و اینکه نمی تونم عروسک کوچولوم رو ببینم
محنا : خیر جناب می تونی
تهیونگ: باشه بیا برات شام گرفتم بیا باهم بخوریم
محنا : باشه بیا بخوریم
تهیونگ : خیلی دوستت دارم عروسک من
محنا : من هم همینطور آقای جذاب
( ویوی دوسال بعد )
ویوی تهیونگ :
الان من و محنا حدودا دوسال هست که تو رابطه هستیم و چرا دروغ از رابطه آن با عروسک کوچولوم یعنی محنا خیلی راضی ام البته با فن ها و دوستانتون درمیون گذاشتیم رابطه مون رو و اونها هم رابطه مون رو دوست دارن .
The end 🤍✨
امیدوارم که خوشتون اومده باشه لطفا نظرتون رو بهم بگید 🦋✨
- ۳۸۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط