ای ماه ترین دلخوشی روی زمینم

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینم
بگذار که چشمان تو را سیر ببینم

بگذار که بر روی لبت شعر بکارم
بگذار که در سایه چشمت بنشینم

ییلاقی چشمان تو یاغی ترمان کرد
جیرانِ من ای دلبر قشلاق نشینم

از روز ازل بسته گیسوی تو بودم
تا بوده چنین بوده و تا هست چنینم....

موخامت بددددددددددددد
دلم تنگه برات شذید.
دردت تو جووووونم
دیدگاه ها (۱)

و من میمانم و یک دنیا که نه. یک کهکشان خجالت و شرمنده کی.......

تو را به مطرب و چنگ و دف و رباب، قسمتو را به میکده  و ساقی ...

تو ...مرا به عصر حجر برمی گردانیبه زمانیکه آدم چای رابا خنده...

من دو ساعت دیگه تراس..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط