حالا که رفته ای

حالا که رفته ای
باغچه ی شعرهای َم را
بذر دل تنگی کاشته ای
می دانی!
جز نوشتن
کاری از دست َم بر نمی آید
باران را
نمی شود معجزه کرد
آخر
دل تنگی ها
تمام باغچه را می خشکانند
دیدگاه ها (۱)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

پارت ۸

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

🌸 دوست🌸زندگی ما پر از آدم های معلّق است. آدم هایی آویخته از ...

ای‌ کسانی‌ که‌ این‌ نوشته‌ را‌ می‌خوانید، اگر من‌ به‌ آرزویم...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ³شب بود. عمارت ساکت‌تر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط